برسی تطبیقی آراء اندیشمندان مسلمان و غرب درباره زیبایی(6)
272 بازدید
تاریخ ارائه : 11/26/2014 11:26:00 AM
موضوع: فلسفه

شیخ اشراق(549ق-587) شهاب الدین سهروردی، بنیانگذار نحله فکری مکتب اشراق،در رساله ای کوتاه اما پرمغز،تعبیر و بیان زیبایی از عشق و اندوه بیان می کند. او از اولین مخلوق، یعنی عقل شروع می کند،خلقت ملائکه مقرب را پیش می کشد و بعد به خلقت زمین و آسمان و آدم خاکی می رسد. حسن را با یوسف زیبا یکی می داند و می گوید: حسن و عشق و اندوه، سه برادرند که بزرگ ترینشان حسن است.آنها برای خود ولایت و ملکی دارند.عشق و اندوه، دست پرورده حسن اند.از آنجا که گوشه ای از ولایت حسن و اندوه و عشق را هم به نام آدمی کرده اند،آنها در آرزوی دیدن آدمی، به او ملحق می شوند. شیخ اشراق،در نهایت،از اقلیم عشق حرف می زند که حسن به عنوان منشور نویس این اقلیم،قربانی[کردن] گاو نفس را شرط ورود عشق در اقلیم های دیگر می داند. نگاهی به رساله «فی حقیقة العشق» از دیدگاه شیخ اشراق،خداوند به اولین مخلوق خود یعنی عقل،سه صفت بخشیده است:اول صفت شناخت حق،دوم صفت شناخت خود و سوم،شناخت آنکه نبود و بعدا بود شد. از صفت شناخت حق تعالی،حسن یا زیبایی یا نیکویی پدید آمد.از صفت شناخت خود،عشق یا مهر و از آنچه نبود و بعدا بود شد،حزن یا اندوه. از نگاهی که حسن در خود انداخت،بشاشتی پیدا شد که چندین هزار ملک مقرب از او پدید آمد. عشق به عنوان برادر کوچک،همیشه همدم حسن و ناظر او بوده است.وقتی تبسم حسن را دید،با شور و حرکت و اضطراب عشق،حزن در او آویخت و از آن آویزش، آسمان و زمین پیدا شد.آدم خاکی که آفریده شد،با افزوده شدن تدبیر،صورتی زیبا یافت.چون خلایق خواستار دیدار آدم شدند،حسن به عنوان پادشاه خلایق،از پیش رفت تا آدمی را ببیند.او وارد نزهتگاه دلکش آدمی شد و تمام وجود آدمی را در بر گرفت... حسن نام های مختلف دارد که جمال و کمال از جمله آنهاست. تمامی موجودات،اعم از جسمانی و غیر جسمانی،طالب کمال و زیبایی اند و مدام در تلاش برای رسیدن به حسن،اما راه رسیدن به حسن منتهی و برین،دشوار، و تنها از طریق عشق میسر است. شیخ اشراق در نهایت مخاطبان خود را به تجربه عشق تشویق می کند. ابن عربی(560ق-638) بی تردید شاخص ترین چهره عرفان نظری در حوزه فرهنگ اسلامی، محی الدین عربی است. موسوعه عظیم او با عنوان «الفتوحات المکیه» بی شک بزرگ ترین دایره المعارف عرفانی است که در دامن فرهنگ اسلامی پدید آمده است. تعریف زیبایی از نظر ابن عربی؛ چیزی است که برای هر شئ مناسب بوده و آن را اقتضاء می کند: و کل شئ فجماله بما یناسبه و ما یقتضیه مما یتنعم به المدرک من طریق ذلک الادراک عینه. به دنبال این تعریف، او زیبایی های مادی، چون زیبایی های لمسی و شنیداری و چشایی و … را مصداق تعریف مورد نظر داشته و حتی نظافت را هم داخل در این تعریف می داند. از نظر او، نمازی که بعد از مسواک زدن خوانده می شود، با توجه به عنصر نظافت و تمیزی، هفتاد مرتبه برتر از نماز بدون مسواک است. از دیدگاه ابن عربی، زیبای مطلق همواره دارای دو وجه یا دو صفت است: وجه کمال که با آن و از طریق آفرینش عالم خارجی، مشتاق به فرافکنی خود در بیرون است و وجه جلال که با آن به ناشناخته ماندن و موجود نشدن عالم کشش دارد. با فائق آمدن وجه جمال عالم، وجود یا درخت زندگی (شجره الکون) و نیز انسان به مثابه نماد زیبایی مطلق وجود یافت. از نقطه نظر وحدت وجودی ابن عربی، همه چیز حق است و این عالم مظهر تجلی وجودی اوست. واحد در کثیر، وحدت در کثرت، جلال حق در جمال عالم از آبشار وجود بر عالم فیضان کرده و همه چیز را هستی بخشیده است. ابن عربی به تعبیر مسئله آفرینش از طریق مفهوم زیبایی می پردازد و فلسفه عرفانی خویش را با زیبایی شناسی تبیین می کند، کتاب های فصوص الحکم، شجره الکون،ترجمان الاشراف …، نمونه های اعلایی از تبیین زیباشناختی اوست. ابن عربی در بیان مصادیق زیبایی، زیبایی های عالم را نشان از زیبایی وجود واجب می داند. در تبیین عبارت: «ان الله جمیل یحب الجمال» آن را حدیث ثابت و وصف واجب از نفس خود می خواند و می افزاید: او زیبایی را دوست دارد. عالم را که زیبایی برتر از آن نیست، دوست دارد. عالم به تمام جمال صنع الهی، زیبایی اش ساری و جاری در جمیع خلایق اش است. عالم مظهر اوست و محبت مخلوقات عالم نسبت به هم دیگر هم، خود نشانه ای از محبت خداوند به خود است. ملا صدرا(980ق-1050) این حکیم مؤسس نیز، مانند بسیاری دیگر از اندیشمندان مسلمان ،مبحث مستقلی درباره زیبایی مطرح نکرده، اما در لابلای مکتب منسجم فکری خویش که به «حکمت متعالیه» موسوم است، مباحثی در موضوع زیبایی نیز ارائه کرده است. نخستین نکته مهم در این موضوع، عینیت و اینهمانی یا به اصطلاح، مساوق بودن مفهوم زیبایی و خیر در اندیشه ملاصدراست، وبر این اساس،همه اشیاء زیبا و خیر به شمار می آیند. او همچنین زیبایی را همچون وجود، دارای مراتب متفاوت دانسته و به اصطلاح آن را مشکک بر می شمارد. ملا صدرا بالاترین و والاترین مرتبه زیبایی را از آن ذات واجب تعالی دانسته و ذات پاکش را که هم معشوق و هم عاشق است،مبتهج و درک کننده زیبایی خود می انگارد.