برسی تطبیقی آراء اندیشمندان مسلمان و غرب درباره زیبایی(5)
360 بازدید
تاریخ ارائه : 10/1/2014 11:57:00 AM
موضوع: فلسفه

زیبایی از دیدگاه اندیشمندان مسلمان

در دنیای اسلام، مباحث زیباشناسی به صورت مستقل، یک پارچه، روشمند و منظم فراهم نیامده است،  بلکه این مباحث به صورت پراکنده در دانش های گوناگون مطرح گردیده و آراء گوناگون اندیشمندان مسلمان را بایستی در لابلای این مباحث به جستجو نشست.

فلسفه هنر در نزد گذشتگان، به صورتی که امروزه در دنیای علم مطرح است وجود نداشته و تنها مباحث نظام احسن، عدل الهی، حسن و قبح عقلی، حق و خلق، نفس، خیال متصل و منفصل، شعر و موسیقی مطرح شده است، از این رو، یافتن نظریات بزرگان تاریخ اسلام در باب هنر و زیبایی، کار مشکلی است.[1]

در این بخش، نگاهی گذرا خواهیم افکند بر پاره ای نظریات بزرگان فلسفه،کلام و عرفان اسلامی که در لابلای کتاب های مربوطه، به بحث درباره زیبایی پرداخته اند.

فارابی(260ق-339)

در میان فیلسوفان مسلمان ، معلم ثانی، ابونصر فارابی، نخستین کسی است که به تعریف زیبایی پرداخته و آن را چنین معنا کرده است :

« زیبایی رسیدن هر موجود به برترین و واپسین کمال خویش است.»[2]

او زیبایی انسان و خداوند را بر پایه کمال وجودی تعریف کرده و تفاوت میان این دو را در این می داند که زیبایی و جمال انسان را خارج از ذات او و زیبایی خداوند را عین ذاتش می انگارد،البته او زیبایی را منحصر در زیبایی غیر مادی ندانسته و به زیبایی محسوس نیز اذعان کرده و می گوید:زیبایی در بسیاری از موجودات،بر کمال در رنگ یا شکل یا وضع دلالت می کند.[3]

بوعلی سینا(359ق-416)

شیخ فلاسفه اسلام ،بوعلی سینا ارکان زیبایی  را سه چیز می داند: 1- دارابودن نظم   2- گرد آمدن در یک مجموعه کنار هم   3- داشتن اعتدال، که نتیجه این سه امر،  پیدایش تناسبها و هارمونی لازم در آن مجموعه است[4].

از دیدگاه بوعلی، منشاء همه زیبایی ها ، زیبایی مطلق جها ن هستی ، حضرت حق  سبحانه  و تعالی است  و زیبایی های موجود درهستی، همگی تنها سایه و جلوه ای از زیبایی حق تعالی بوده و واجب  الوجود، زیبای محض و مبداء و منشاء زیبایی و خوبی هر چیزی است[5].

بو علی بر آن است که عشق در همه حقایق و موجودات و ماهیات جاری و ساری است.

او در فصل نخست از «رسالة فی العشق» بابی را باز کرده که عنوانش چنین است:الفصل الاول فی ذکر سریان العشق فی کل واحد من الهویات[6].

بو علی بر این باور است که نه تنها عشق حقیقی در همه موجودات ساری و جاری است،بلکه این عشق،همان سرور،ابتهاج، و نشاط برآمده از تصور زیبایی محض و جمال و کمال مطلق الهی است.[7]

غزالی(450ق-505)

این اندیشمند صاحب نظر در دانش های گوناگون اسلامی، زیبایی را فراتر از زیبایی محسوس دانسته و بر این نکته تاکید می ورزد که تنها انسان های محبوس در دام توهم و پندار، زیبایی را منحصر در تناسب خلقت و صورت، نیکویی رنگ رخسار و قامت موزون می دانند و این خطایی آشکار است و زیبایی به اینگونه امور محدود نیست.[8]

غزالی، زیبایی را یکی از عوامل دوستی دانسته[9] و می گوید:همانا هر زیبایی نزد کسی که آن را درک کند،محبوب و لذت بخش است و این دوست داشتن،بسبب خود جمال است نه امور بیرون از آن مانند شهوترانی.

گاهی صورت زیبا فی نفسه دوست داشتنی است و سبزه و آب دوست داشتنی است نه برای نوشیدن آب و خوردن سبزه، بلکه صرف دیدن آن لذت بخش است.[10]

-[1] مقاله «عاشق آیینه باشد روی خوب»، تاجدینی، علی، روزنامه جام جم، 27/2/84 ش.

[2] - آراء اهل المدینه الفاضله، فارابی ، ابونصر، بیروت دارالمشرق – چاپ ششم – 1991م ،ص 52.

[3] -السیاسه المدنیه،فارابی،ابونصر،تصحیح،ترجمه و شرح ملکشاهی،حسن،تهران،انتشارات سروش،1376،ش،ص70؛آراء اهل المدینه الفاضله،صص42و 43.

42-– رساله فی العشق، بوعلی سینا، تحقیق احمد آتش ،استانبول ، 1953 م،ص 17.

[5] - الشفاء ،بوعلی سینا ،الاهیات انتشارات ناصر خسرو – تهران- 1363 ص 368.

[6] - رسائل ابن سینا،رسالة فی العشق ابن سینا، ،چاپ اول،انتشارات بیدار،قم،بی تا،ص374.

[7] - الاشارات و التنبیهات،بو علی سینا، همراه با شرح محقق طوسی،نشر بلاغت، قم،1375،ش،ص306.

[8] -احیاء العلوم،غزالی،محمد،ج4،ص256.

[9] -کیمیای سعادت،غزالی،محمد،به کوشش خدیو جم،حسین،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی،1387.ش.چاپ چهاردهم،ج2،صص574-575.

[10] -احیاء العلوم،ج4،ص256.