بررسی تطبیقی آراء اندیشمندان مسلمان و غرب درباره زیباشناسی(4)
435 بازدید
تاریخ ارائه : 8/13/2014 2:15:00 PM
موضوع: فلسفه

عصر روشنگری

کانت(1724م-1804)

شاید بتوان گفت: شاخص ترین نماینده این دوره کانت است[1] که هم در فلسفه و هم زیباشناسی دارای نظریات منحصر به فردی است.

تعریفی که کانت از زیبایی ارائه می دهد در چارچوب طرح کلی انواع چهارگانه صور منطقی احکام است یعنی بر حسب: کیفیت، کمیت، نسبت و جهت.

کانت بر این باوربود که : زیبایی، چیزی است که بی مفهوم به تصورمی آید ، مثل موقعی که انسان ، بدون کمک مفاهیم ، احساس شادی می کند ، پس زیبایی ، از سنخ همین حس کردن های بی واسطه وبدون کمک مفاهیم است.[2]

کانت دوگونه زیبایی تمییز می دهد: زیبایی آزاد و زیبایی تبعی.

زیبایی به شرطی تبعی است که مقصود خاصی از آن در نظر باشد، در غیر این صورت، آزاد است.[3]

هرچند الکساندر گوتلیب باومگارتن(1714-1762م) در سال 1750 میلادی، کتابی به نام «زیبایی شناسی» نوشت، اما پاره ای صاحب نظران معاصر بر این باور اند که زیبایی شناسی به معنای دقیق کلمه، از سال 1790 با کتاب «نقد قوه حکم» کانت آغاز می شود.[4]

شوپنهاور(1724-1804م)

شوپن هاوربر این باور بود که «زیبایی صفتی است که موجب می شود دارنده آن ، قطع نظراز فواید و منافعش ،خوشایند گردد و در انسان ، سیر و شهودی غیر ارادی و حالتی خوش ، به دور از نفع و سود، بر انگیزد»[5]

هگل(1770م-1831)

اندیشه هگل نظام مند و منسجم است و یکی از شگفت انگیزترین سنتزهای آموزه ها و نظریه های مختلف درباره هنر به شمار می رود.[6]

از نظر هگل،زیبایی در تحقق خاص از روح مطلق جلوه گر می شود و خود، حقیقتی خارجی است.[7]

هگل از همان مقدمه کتاب درس گفتارهای زیباشناسی به مسائل مطرح درباره مفهوم هنر پرداخته است. او در یکی از فصل های این کتاب که به درستی «نقطه آغازین زیباشناسی» نام گرفته می نویسد: واقعیت این است که، اصطلاح زیباشناسی،اصطلاح کاملا مناسبی نیست و ما جایگزین های دیگری نیز برای آن در اختیار داریم[8]

زیباشناسی هگل،اثر سترگی است که مفهوم سازی های مابعد کانتی،ایده آلیست و رمانتیک ثلث نخست قرن نوزدهم را با یکدیگر ترکیب می کند.[9]

هدف هگل،ارائه یک متافیزیک معمولی از هنر نبود،بلکه او کارش را از "قلمرو امر زیبا " و "حوزه هنر"آغاز کرد و کوشید فلسفه امر زیبا را در کلیت نظام فلسفی اش جای دهد.[10]

مدرنیسم و پست مدرنیسم

نزاع بین مفاهیم بنیادی مدرنیسم و پسامدرنیسم،زمینه بسیاری از منازعات داغ فلسفه هنر معاصر بوده است.

هواداران پسامدرنیسم معتقدند که چیزی به نام تفسیر حقیقی وجود ندارد...در حالی که هواداران مدرنیسم فلسفی معتقدند که هر تفسیری یا صادق است و یا کاذب و برای هر اثر هنری یک تفسیر صحیح واحد می تواند وجود داشته باشد.

مدرنیست ها معتقدند که هر اثر هنری می تواند اثر خوبی باشد و می تواند دارای خواص ذاتی صوری باشد که موجب حسن آن شود، اما طرفداران پسا مدرنیسم، محاسن هنری را تابعی از شرایط فرهنگی و تاریخی تلقی می کنند.از نظر آنان ،آنچه موجب می شود که اثر هنری خوب یا زیبا باشد،مجموعه ای از ویژگی های ذاتی یک اثر نیست،بلکه ارزش های برآمده از شرایط تاریخی و قراردادهایی است که می تواند دوره تاریخی خاصی از فلان فرهنگ را تشخص و تعین بخشد.[11]

دوران معاصر

در دوران معاصر متفکرانی همچون هیدگر، ویتگنشتاین، گادامر، مارکوزه، والتر بنیامین، دریدا، نیچه،آدورنو در باره ی زیبایی، زیبایی شناسی وماهیت هنر به بحث پرداخته اند.

[1] امانوئل کانت در 22 آوریل 1727 در شهر گونیسبرگ آلمان به دنیا آمد و در 28 فوریه 1804 در همان شهر درگذشت. 1727 – 1804م.

[2] - نتیجه معرفت شناسی ص 25.

[3] -فلسفه کانت،کورنر اشتفان،ترجمه فولادوند،عزت الله؛چاپ اول،تهران،خوارزمی،1367،ش،صص342-368،به نقل از پریچهره حکمت،صص47-48.

[4] - زیبایی شناسی در قرون وسطی،دانشنامه زیبایی شناسی، مارگولیس،جوزف، ،تهران،انتشارات فرهنگستان هنر،1384،ش،ص23.

[5] - لذات فلسفه ، دورانت، ویل، ترجمه زریاب خوئی، عباس، چاپ یازدهم ، انتشارات علمی و فرهنگی 1386،ش،ص 219 .

[6] -زیباشناسی چیست؟ ص162.

[7] - درباره هگل و فلسفه او، مجتهدی،کریم، ،انتشارات امیر کبیر،تهران،1370،ش،ص31.

[8] - زیباشناسی چیست؟ ،ص 95.

[9] -همان، ص152.

[10] -زیباشناسی چیست؟ص163.

38-دانشنامه زیبایی شناسی،به نقل از پریچهره حکمت صص 49-50