بررسی تطبیقی آراء اندیشمندان مسلمان و غرب درباره زیباشناسی(3)
244 بازدید
تاریخ ارائه : 6/24/2014 3:55:00 PM
موضوع: فلسفه

فلوطین(204یا205م.-271)

فلوطین با رد ]نظریه تناسب در زیبایی[ … زیبایی جهان ماده را هم به عالم معقول نسبت می دهد بدین بیان که چون روح بر حسب طبیعتش به جهان معقول و وجود حقیقی تعلق دارد، همین که چیزی ببیند که خویش یا نشانی از خویشاوندان اوست، شادمان می شود و با رجوع به ذات خود، به ارتباط بین خود و آن زیبایی و به خود خویش آگاه می گردد.[1]

فلوطین،از مبحث زیبایی حسی و مادی ،به زیبایی معقول می رسد.او بخش جداگانه ای از مباحث خود را به زیبایی های معقول اختصاص داده است.

فلوطین زیبایی ما را در شناخت خویش می داند.ما وقتی که متعلق به خود خویش هستیم،زیباییم،ولی همین که گام در هستی بیگانه ای می گذاریم،

زشت می شویم.هنگامی که خود را می شناسیم،زیباییم و اگر خود را نشناسیم،زشتیم.[2]

قرون وسطی

در قرون وسطی فیلسوفانی همچون آگوستین،آلبرت کبیر و آکویناس درباره اینکه زیبایی چیست و ماهیت امر زیبا چیست،بحث، و این موضوع را طرح کرده اند که: آیازیبایی یک واقعیت انضمامی است که در اشیاء موجود است یا نه امری است که در نسبت با موجود ادراک گر وفاعل شناسایی پدید می آید واحساسی از لذتوسرور در آدمی بر انگیخته وهیچ کارکرد دیگری ندارد؟

اگر قرون وسطی را به دو دوره تقسیم کنیم، در دوره اول که دوره رواج اندیشه های ایمانی و اشراقی و در نتیجه دوره احیای آرای افلاطون و نوافلاطونیان است، سنت اگوستین[3] چهره شاخص این دوره خواهد بود.

در نظر آگوستین زیبایی وحدت بود و جهان تا آن جا که واحد بود و هماهنگی داشت، نمی توانست چیزی جز زیبایی باشد[4] دوره بعدی را هم اگر دوره بازگشت به عقلانیت و سیطره برهان بر اشراق و ایمان بدانیم، شاهد رواج اندیشه های ارسطویی خواهیم بود که توماس آکویناس[5] نماینده شاخص این دوره می باشد.

از نظر آکویناس، کمال، تناسب یاهماهنگی صحیح و درخشندگی یا روشنی، شروط زیبایی اند.[6]

زیبایی مستلزم تحقق سه شرط است: تمامیت یا کمال شی، زیرا آن چه ناقص است، لاجرم زشت است. دوم، تناسب یا هماهنگی و سوم وضوح و روشنی، از این رو می گویند: اشیایی که رنگ روشن و پر تلالو دارند، زیبا هستند.[7]

دوره رنسانس

رنسانس که در اصل، دوره گذر از جهان سنت محور به جهانی مدرن و نو اندیش بود، در دوره اول خود، به باز تولید مکرر آرای افلاطون و ارسطو به عنوان سلاطین فلسفه هنر و زیبایی شناسی می پردازد.

از سوی دیگر، نو ارسطونیان … بر تعریف ارسطو از هنر که تقلید واقعیت بود، تاکید کردند و بار دیگر مباحث جدلی راجع به مفاهیم مطرح در زیباشناسی ارسطو احیاء شد.[8]

بسیاری از فيلسوفان مغرب زمين در این دوران، زيبايي را نه يك امر وجودي بيرون از حوزه ادراك آدمي ، بلكه يك امر كاملا دروني و حاصل فعل و انفعالات نفساني انسانها می دانستند،به عنوان نمونه ، نيچه درتعريف زيبايي مي گويد : هدف داوري زيبايي شناختي ،دقيقا بيا ن همين حالات دروني است ... مي توان درباره زيبايي به معناي مشخص،به طور عيني ، داوري كرد ، زيرا زيبايي يك امر مطلقا ذهني است، زيبايي يك شي نيست ،بلكه فقط حالتي در درون ماست.[9]

هيوم نيز مانند نيچه معتقد بود : زيبايي، كيفيتي در خود اشياء نيست، بلكه در ذهني است كه آن اشياء را درك مي كند .[10]

در دوره رنسانس سبک های مختلفی پدید آمدند. در موسیقی، معماری،نمایش و نقاشی، سبک کلاسیک و سبک باروک مورد توجه قرار گرفت. تحولاتی درزمینه ی مفهوم زیبایی شناسی و چگونگی تفسیر "امر زیبا" (the Beautiful) پدید آمد. در دوران رنسانس مفهوم "تناسب" در تفسیر زیبایی جای خود را به "لذت " داد و "امر زیبا" امری مبتنی بر هماهنگی ولذت بخشی تفسیر شد.[11]

[1] پریچهره حکمت،ص 40.

[2] -تاسوعات(مجموعه آثار فلوطین)رساله هشتم از انئاد پنجم،صص757-773،به نقل از پریچهره حکمت،صص44و 45.

[3] فیلسوف و دانشمند مسیحی اهل آفریقا، 354 – 430 م.

[4] تاریخچه زیبایی شناسی و نقد هنر، اتینگهاوزن، ریچارد و دیگران، ترجمه آژند، یعقوب ، تهران، نشر مولی، 1374ش، ص 32.

[5] متکلم و فیلسوف ایتالیایی، 1325 – 1374 م.

[6] تاریخ و مسائل زیباشناسی، بیروزل، مونروسی و هاسپرس، جان ترجمه حنایی کاشانی، محمدسعید، تهران، نشر هرمس، 1376 ش، ص 29 و 46.

[7] دانشنامه زیبایی، گات، پریس و مک آیورلوپس، دومنیک، گروه مترجمان، تهران، فرهنگستان هنر، 1384 ش، ص 28 و 46.

[8] حکمت، هنر و زیبایی (مجموعه مقالات)، بلخاری، حسن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1384 ش، مقاله دوم، ص 46 و 47.

[9] - نتيجه معرفت شناسي، مهرگان ، آروين –– طرح نو – تهران – 1382 – ص 25.

[10] - همان.

27 زیباشناسی و دین-همتی،همایون، ،نسخه الکترونیک http://maarefmags.ir/node/524