زیبایی در حوزه باورهای دینی(2)
77 بازدید
تاریخ ارائه : 3/1/2014 9:42:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

زیبایی در حوزه باورهای دینی(2)

اسماء و صفات حضرت حق

در منابع اسلامی،از اسماء زیبای خداوند سخن به میان آمده است:

«اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏- او خداوندى است كه معبودى جز او نيست؛ و نامهاى نيكوتر،از آن اوست‏»[1]و سفارش گردیده که ذات اقدس احدیت را با اسماء نیکویش بخوانید: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها- و براى خدا، نامهاى نيك است؛ خدا را به آن (نامها) بخوانيد».[2]

البته درباره تعداد اسماء و صفات حق تعالی در روایات [3] و نیز در میان مذاهب اسلامی و صاحب نظران مسلمان،اختلاف دیدگاه وجود دارد[4].

همچنین در اینکه آیا اسماء و صفات الهی توقیفی است، بنابر این بایستی تنها اسماء و صفاتی را به حضرت حق نسبت داد که در نصوص منابع دینی از آن سخن به میان آمده باشد، و یا اینکه توقیفی نیست و بر این مبنا، هر اسم و یا صفتی را که دربردارنده کمالی است و عقل نسبت دادن آن را به حضرت حق ناروا نمی داند،می توان در شمار اسماء و صفات الهی به حساب آورد،آراء گوناگونی ابراز شده است[5]

اما در این نکته نمی توان کمترین تردیدی روا داشت که تمامی اسماء و صفات الهی،برخاسته و دربردارنده معانی کمال و حکایت گر اوصاف زیبای خداوند بوده و جنبه های گوناگون حسن ازلی او را نشان می دهند.

سیری کوتاه در معانی اسماء و صفات حق تعالی،بخوبی روشنگر نسبت میان زیبایی و این صفات و اسماء است.

اما پیش از واد شدن به اصل این مبحث،لازم است چند نکته مهم و اساسی را در نظر داشته باشیم:

1-نخستین نکته که بسیار مهم است ،آن است که هر چند اصل معانی صفاتی که به خداوند نسبت می دهیم،با آنچه از آن معانی در ذهن خود داریم و به دیگر موجودات نیز نسبت می دهیم، تفاوت ماهوی و حقیقی ندارد،اما این نکته نیز مسلم است که تفاوت این دوگونه نسبت دادن،چنان است که تنها می توان با بکار بردن تعابیری همچون: بی کرانگی،بی انتهایی،و مطلق بودن اوصاف الهی،فاصله عمیق این دو گونه انتساب را بیان کرد و تصور نمود.

به بیانی دیگر،هرگاه صفتی را به ذات اقدس الهی نسبت می دهیم،از یک سو، تمامی محدودیت ها،نقص ها،معایب و کاستی های احتمالی آن وصف را از آن دور کرده و نفی می نماییم و سپس آن را به خداوند سبحان نسبت می دهیم، و از سوی دیگر،ذات اقدس او را با قید مطلق بودن، بی کرانگی و بی انتهایی به آن صفت موصوف می نماییم.

اهمیت این نکته تا بدانجاست که پاره ای مذاهب و اندیشمندان مسلمان، تنها از بیم آنکه مبادا خداوند در نسبت دادن صفات،هم سنگ و همسان مخلوقات خود قرار گیرد،از اصل این انتساب سر باز زده ، متصف شدن خداوند به صفات را از اساس انکار کرده و به توجیه صفاتی پرداخته اند که در منابع دینی به خداوند نسبت داده شده است[6].

2-پیش از این اشاره گردید که ذات اقدس الهی برتر و فراتر از آن است که به چنگ اندیشه و معرفت بشری درآید و به قول عارف نکته سنج شیراز:

برو این دام بر مرغی دگر نه     که عنقا را بلند است آشیانه[7]

بنا بر این،تنها راه شناخت آن یگانه مطلق هستی،تامل،تدبر و دریافت معانی اسماء و صفات اوست ،البته تا آن حد که ظرفیت محدود بشری تاب آن را دارد.

اسماء الهی و زیبایی

هر چند پیش از این، به اختلاف روایات در تعداد اسماء حسنای الهی،اشارتی رفت،اما در منابع حدیثی شیعه و سنی،حدیثی مشهور آمده است که تعداد این اسماء را 99 عدد ذکر کرده است[8] البته در میان صاحب نظران درباره مفهوم این روایت اختلاف دیدگاه وجود دارد و بیشتر آنان انحصار اسمای الهی را(که ظاهر حدیث بر آن دلالت دارد) نپذیرفته و دراین باره توجیهاتی ارائه کرده اند[9]. این صفات عبارت است از:

اللّه،واحد،احد،صمد،اول،آخر،سميع،بصير،قدير،قاهر،علي،اعلى،باقي،بديع،بارئ،اكرم،ظاهر،باطن،حي،حكيم،عليم،حليم،حق،حفيظ،حسيب،حميد،خفي،رب،رحمن،رحيم،ذاري،رازق،رقيب،رئوف،رائي،سلام،مؤمن،مهيمن،عزيز،جبار،متكبر،جامع،شهيد،صادق،صانع،طاهر،عدل،عفو،غفور،غني،غياث،فاطر،فرد،فتاح،فالق،قديم،ملك،قدوس،قوي،قريب،قيوم،قابض،باسط،قاضي الحاجات،مجيد،مولى،منان،محيط،مبين،مقيت،مصور،كريم،كبير،كافي،كاشف الضر،وتر،نور،وهاب،ناصر،واسع،ودود،هادي،وفي،وكيل،وارث،بر،باعث،تواب،جليل،جواد،خبير،خالق،خيرالناصرين،ديان،شكور،عظيم،لطيفوشافي.[10]([11])

دقت درهر یک از صفات ذکر شده در این روایت،نشان می دهد که هر یک از این اسماء،بیانگر وجهی خاص و بعدی ویژه از کمالات وجودی حضرت حق، و نشانگر زیبایی خاص جلوه گر در آن است.

اما در منابع دینی به گونه ای ویژه، وصف زیبایی نیز در شمار اوصاف و اسماء الهی آمده و از خداوند به عنوان موجودی که نه تنها خود زیباست،بلکه زیبایی را هم دوست دارد[12]؛یاد شده است:ان الله جمیل یحب الجمال.خداوند خود زیباست و زیبایی را هم دوست دارد.[13]در پاره ای نقل ها، در ادامه روایت، این تعبیر تأمل برانگیز نیز آمده است که خداوند، دوست دارد اثر نعمتش را در بندگانش ببیند(یعنی حق تعالی دوست دارد بندگان اونعمت های زیبایی را که خداوند به آنها ارزانی داشته اظهار و آشکار نمایند).

[1] - اسراء/110،طه/8،حشر/24

[2] -اعراف،180.

[3] - رک:صدوق،توحید،ص194،کفعمی،ص247،مجلسی،ج4ص211

[4]- رک:لوامع البینات فی الاسماء و الصفات،فخر رازی،محمد بن عمر بن حسین.

[5] - رک:طباطبایی المیزان،ج8،ص356-359

[6] - رک:شهرستانی،الملل و النحل،ج1،ص92

[7] -دیوان حافظ،ص267.

[8] - صدوق،توحید،ص195،ترمذی،ج5،193.

[9] - رک: نووی ،المجموع،ج 18 ،ص25 و 26

[10] - صدوق،توحید،ص195 ،این روایت در کتب حدیثی اهل سنت نیز با تفاوت هایی اندک آمده است،از جمله بنگرید:السیوطی،الجامع الصغیرج1،ص361،الشوکانی،نیل الاوطار،ج2،ص269

[11] - این حدیث در میان شیعه و سنیمعروف و مشهور بوده و در بسیاری از منابع حدیثی معتبر فریقین با اندک تفاوت هایی آمده است(از جمله بنگرید به:صدوق،توحید،195،خصال،ص593 و صحیح بخاری،ج3،ص185،صحیح مسلم،ج8،ص68،سنن ترمذی،ج5،ص191 و...

[12] -این حدیث مشهور، در معتبرترین کتابهای شیعه و سنی آمده است،به عنوان نمونه بنگرید:کافی،کلینی،ج6،ص438،طوسی،مصباح المتهجد،650و809،طبرسی،مکارم الاخلاق،405،حاکم حسکانی،شواهدالتنزیل،ج2،ص509و...

[13] -محی الدین عربی،با استناد به همین روایت،یکی از صفات ارجمند الهی را "دوستدار زیبایی بودن"ذات اقدس الهی می داند(الفتوحات المکیه،ج2،ص345)