زیبایی در حوزه باورهای دینی(1)
103 بازدید
تاریخ ارائه : 2/25/2014 1:53:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

زیبایی در حوزه باورهای دینی(قسمت اول)

یکی از مهم ترین عرصه هایی که می توان در حوزه الهیات دینی از زیبایی سراغ گرفت،موضوع اسماء و صفات الهی است.

مبحث اسماء و صفات خداوند،در ادیان و مذاهب گوناگون الهی،جایگاهی بس ارجمند داشته و دارد، تا آنجا که پاره ای از ادیان،اصل وجود خداوند را مسلم، تردید ناپذیر و بی نیاز از استدلال به شمار آورده[1] و بجای اثبات وجود او، بیشتر به بررسی معانی اسماء، و شمارش صفاتش پرداخته اند.

آنگونه که از متن آموزه های اسلامی برمی آید،ذات اقدس الهی،حقیقتی است که نه تنها بال اندیشه و دست ادراک، از رسیدن به ستیغ آن کوتاه است،بلکه حتی از دایره کشف و شهود انسان کامل و کامل ترین انسان نیز،که وجود گرامی رسول خداست،بیرون می باشد. خداوند سبحان در قرآن کریم از این حقیقت چنین پرده برداشته است: وَ لا يُحيطُونَ بِهِ عِلْماً - و علم آنان او را در بَر نگيرد.[2]

و رسول خدا ( ص) خود فرمود:«ما عرفناک حق معرفتک- تو را آنگونه که سزاوار توست،نشناختیم.»[3]

عارفان مسلمان ،این مرتبه از وجود خداوند را «هویت ساریه»،«غیب مجهول» و«غیب هویت» نامیده و گاه از آن به «عنقاء مغرب» تعبیر می کنند:

عنقا شکار کس نشود دام باز چین   کآنجا همیشه باد بدست است دام را[4]([5])

عنقاء،که در ادبیات عرفانی ما مقام شامخی را به خود اختصاص داده،تا آنجا که شیخ شوریده نیشابور، اثر جاوید و عظیم القدر خود بنام "منطق الطیر" را در شرح وصال عنقاء سروده و پرداخته است،کنایه از مقام ذات اقدس الهی است که در اصطلاح عارفان مسلمان،به "مقام عماء"و "مقام احدیت "هم مشهور است.این مقام ،همان حقیقتی است که سرور کاینات،از شناخت و عرفان آن اظهار عجز نموده و به پیشگاه الهی عرضه می داشت:"ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک- تو را چنانکه شایسته توست نشناختیم و چنانکه سزاوار توست پرستش نکردیم"

هویت غیبی احدی و عنقاء مغرب،که در غیب هویت جایگزین است،و حقیقتی که در زیر سراپرده های نور و حجاب های ظلمانی هست،در مقام عما و بطون و نهانخانه غیب و کمون است و از آن حقیقت مقدسه،در همه عوالم ملک و ملکوت،نه اثری و نه نشانی است و دست آرزوی عارفان از آن کوتاه و پای سالکان، در راه سراپرده های جلال آن حقیقت،لغزان است.دلهای اولیای کامل ،از ساحت قدسش در حجاب،و برای همه انبیای مرسلین همچنان ناشناخته مانده و مورد پرستش احدی از عبادت کنندگان و رهروان قرار نگرفته و مقصد و مقصود اصحاب معرفت و صاحبان کشف و یقین نشده است...واین مطلب در نزد صاحبدلان به ثبوت رسیده است تا آنجا که گفته اند:نهایت معرفت اهل مکاشفه آن است که عجز خود را از معرفت دریابند.[6]

در حقیقت مقام عنقاء،مقامی است که جز ذات اقدس الهی کسی از آن آگاه و به حقیقت آن واصل نیست:

تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند؟   بقدر دانش خود هر کسی کند ادراک[7]

****

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست؟  اینقدر هست که بانگ جرسی می آید [8]

اما با اینهمه،خداوند را تا آنجا که توان و ظرفیت یک مخلوق برمی تابد،توان شناخت و این مهم، با معرفتی بدست می آید که حاصل از شناخت صفاتی است که از مقام ذات او سرچشمه می گیرد .

[1] - قرآن کریم از قول انبیای الهی خطاب به کافران می فرماید: أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ

آيا در(وجود) خدا- آن آفريننده آسمانها و زمين- شكى هست؟(ابراهیم/10)

[2] -طه،110.

[3] -ابن ابی جمهور احسایی/4/132،آلوسی/4/79- این حدیث هرچند در منابع دست اول نیامده و تنها در کتابهای متاخر حدیثی نقل گردیده،امابه جهت مضمون والا ،درست و هماهنگ آن با مبانی توحیدی و معارفی، و نیز استناد بزرگان عرفان و فلسفه به آن، قابل اعتناست.

[4] -دیوان حافظ،ص5.

[5] - قیصری، شرح فصوص الحکم-مقدمه ص25و26.

[6] - خمینی،روح الله،مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، ،ص 13.

[7] - دیوان حافظ،ص188.

[8] -پیشین،ص147.